در اوایل تیرماه ۱۳۷۹ كه دچار تپش قلب شده بودم، ترجیح دادم که یک معاینه کامل پزشکی انجام دهم. اول نزد پزشک متخصص قلب و عروق رفتم که توصیه هایی کرد و داروهایی تجویز نمود. ولی موضوع جدی نبود. پس از آن برای آزمایش خون و در مرحله بعد برای آزمایشهای پزشکی زنانه رفتم.
»برای خبر بد آماده شو!»
در این مرحله یک غدهای در پستان راست من با همان اولین معاینه بالینی دیده شد که در ماموگرام قبلی وجود نداشت. پس میتوانست جدید باشد. پزشک دستور سونوگرافی داد و پس از آن پزشک جراح مرا دید. برای مشاهده وضعیت پستان من حتی نیازی به معاینه با دست نبود. ایشان وقتی که مرا از فاصله نسبتا دور دید که برای معاینه برهنه شده بودم، حتی بدون اینکه زیاد به نتایج آزمایشگاهی نگاه کند، گفت که «لباس بپوش، و برای خبر بد آماده شو!» شکل افتادگی پستان من برای پزشک جراح مشخص میکرد که من مبتلا به سرطان هستم. پزشک جراح به من گفت که تاریخ عمل را تعیین کنیم. من خواهش کردم که پس فردا باشد. ولی هر چه تلاش کردم ایشان متقاعد نشد و گفت: «نمیشه! فردا ساعت ۷ صبح!»
