مقاله ای که در ادامه میخوانید، گزارشی است از زوجی که به دلیل واژینیسم ( مقاربت دردناک در زن ) تا ۱۴ سال بعد از ازدواج، موفق به نزدیکی نشده بودند. زن در سال ۱۳۶۸ متوجه مشکل خود شده و تا سال ۱۳۷۷ تحت درمانهای مختلف از جمله عمل جراحی قرار میگیرد. اما هیچ کدام از این درمانها جواب نمی دهد. در سال ۱۳۷۷ یعنی حدود ۹ سال بعد از شروع درمان، زوجین با مراجعه به روانپزشک، پس از بررسی روانپزشکی، با استفاده از روشهای زوج درمانی و سکستراپی و انجام رواندرمانی زن برای کاهش اضطراب (پس از حدود ۵ ماه) برای اولین بار نزدیکی طبیعی را تجربه کردند و حالا اصل ماجرا:
گزارش يك مورد ازدواج به وصال نرسيده به مدت ۱۴ سال و درمان موفقيت آميز آن
نسرین میرزایی (.M.D) : گروه مشاوره روانپزشکی، مرکز پزشکی صارم، تهران، ایران ابوطالب صارمی (.M.D): دانشکده پزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی و گروه زنان و زایمان، مرکز پزشکی صارم، تهران، ایرانچکیده
ازدواج به وصال نرسیده (UCM) به ازدواجی اطلاق میشود که زن و شوهر هیچگاه نزدیکی (Coitus) نداشته باشند. عوامل مختلفی از جمله علل روانی، اجتماعی و جسمی به عنوان عامل بروز آن معرفی شده است. زوج معرفی شده در این مقاله، با سابقه ۱۴ سال ناباروری به علت UCM و تمایل به داشتن فرزند تحت درمان قرار گرفتند. در طول دوره ازدواج و در پیگیری یوکم زن تحت چندین نوبت عمل جراحی جهت دیلاتاسیون، میومکتومی و الکتروکوتری تخمدانها قرار گرفت و یک دوره روان درمانی نیز برای وی انجام شد. همچنین به علت تمایل داشتن فرزند برای بیمار، ۱۰ بار تلقیح داخل رحمی اسپرم (IUI) به عمل آمد که تمامی موارد ناموفق بود. زوجین پس از بررسی روانپزشکی، با استفاده از روشهای زوج درمانی (couple therapy) و سکستراپی تحت درمان قرار گرفتند و سپس برای کاهش اضطراب در زن رواندرمانی انفرادی انجام شد. پس از حدود ۵ ماه برای اولین بار نزدیکی طبیعی و منجر به بارداری و زایمان ترم گردید. پیش از این در درمان UCM ترکیب سکس تراپی و سایکوتراپی انفرادی زن، بکار نرفته است. روشهای درمانی دیگر نظیر سکسدرمانی زوج، درمان رفتاریهیپنوتیک، روان درمانی به روش سایکوسوماتیک به صورت منفرد یا همگام با درمانهای اورولوژی و ژنیکولوژی مورد استفاده قرار گرفت. با توجه به عدم آگاهی کافی درباره روابط جنسی و نیز وابستگی به خانواده پدری به عنوان عوامل مهم و شایع ایجادکننده این اختلال به نظر میرسد آموزش روابط جنسی در مراکز آموزشی و بهداشتی کشور، ضروری است.
متن کامل
مقدمه: ازدواج به وصال نرسيده (UCM) به ازدواجي اطلاق ميشود كه در آن هيچگاه زن و شوهر نزديكي نداشته باشند. اولين بار Balint در سال ۱۹۶۱ در مقاله خود تحت عنوان ”بخش ديگر طب“به اين اختلال اشاره داشته و تا به حال موارد زيادي در سراسر جهان گزارش شده است. در بررسيهاي انجام شده در ايران مهمترين علل رواني UCM در زنان را ترس از نزديكي، نگرش ناخوشايند يا بيتفاوتي نسبت به مسائل جنسي و نگرش ناخوشايند نسبت به همسر و در مردان، اضطراب عملكرد جنسي و انزال زودرس ذكر كردهاند. همچنين زرگوشی در مطالعه بر روي ۲۰۰ مورد ازدواج به وصال نرسيده در كرمانشاه، مهمترين عامل را وجود فشار اجتماعي شديد بر روي زوج جوان (داراي روابط اجتماعي محدود پيش از ازدواج) براي انجام نزديكي در اسرع وقت دانسته است. اين اختلال در صورت عدم درمان مناسب، ناباروري و در موارد بسياري طلاق را به دنبال دارد. موردي كه در اين مقاله معرفي ميگردد، مربوط به زوجي است كه نخستين بار در سال ۱۳۷۰ به مركز پزشكي صارم مراجعه كردهاند. اين مورد از دو جنبه شامل طول مدت اختلال (۱۴ سال) و موفقيتآميز بودن درمان روانپزشكي و نهايتاً منجر به بارداري از طريق نزديكي طبيعي حائز اهميت است.
معرفي مورد
زن و شوهر مورد مطالعه ساكن منطقه حاشيهاي شهر تهران بودند. زن ۳۰ ساله، خانهدار و مرد ۳۷ ساله، تعميركار خودرو و هر دو داراي تحصيلات كمتر از ديپلم بودند. در نخستين مراجعه به مركز صارم (سال ۱۳۷۰)، مدت ۷ سال از ازدواج آنان ميگذشت. در اين مدت زوج هيچگاه نزديكي نداشتند. زن دو سال قبل از مراجعه به مركز (در سال ۱۳۶۸) با تشخيص واژينيسم توسط متخصص جراح زنان و زايمان تحت عمل جراحي ديلاتاسيون قرار گرفته بود. در زمان مراجعه، زن ترس شديدي از نزديكي داشت و به راحتي اجازه معاينه ژنيكولوژيك را به متخصصين نميداد. نهايتاً پس از انجام مشاوره، معاينه وي امكان پذير گرديد. با توجه به سفتي عضلات پرينه در معاينه ركتال و پرينه، مجدداً تحت ديلاتاسيون و پرينورافي معكوس قرار گرفت و به زن توصيه گرديد كه به روانپزشك مراجعه نمايد. در آن زمان مرد از نظر عملكرد جنسي مشكلي نداشت، ولي مانند سابق مقاربت صورت نگرفت و بعد از ۷ ماه زوجين با تمايل به داشتن فرزند، مجدداً به مركز مراجعه نمودند، در حالي كه مشكل عدم انجام نزديكي همچنان وجود داشت. پزشكان به زوج توصيه كردند كه براي بارداري از روش تلقيح داخل رحمي اسپرم (IUI) استفاده كنند. در بررسيهاي ارگانيك، اسپرموگرام مرد طبيعي و وجود آنتيبادي ضداسپرم در سرم و ترشحات زن منفي بود. از سال ۷۴-۱۳۷۱ براي اين زوج مجموعاً ۱۰ بار IUI انجام گرفت كه تمامي موارد ناموفق بود. در سال ۱۳۷۶ به علت ديسمنوره شديد، بيمار لاپاراسكوپي گرديد كه نشاندهنده تخمدان پليكيستيك (PCO) ، آندومتريوز تخمدان راست و ميوم تحت سروز رحمي بود. ميومكتومي و الكتروكوتري (EC) هر دو تخمدان انجام شد. براي بيمار زن سه ماه دكاپپتيل تجويز گرديد. در همان سال بعلت وجود مجدد ترس زن از نزديكي به روانشناس ارجاع گرديد. بيمار حدود ۸ ماه تحت رواندرماني قرار گرفت، اما ترس وي از نزديكي همچنان وجود داشت. بنابراين به زوجين پيشنهاد گرديد كه تحت آنستزي موضعي زن، اقدام به نزديكي نمايند، اما مرد اين روش را براي همسرش خطرناك دانسته و از انجام آن امتناع نمود. به اين ترتيب هر دو مشكل (عدم انجام نزديكي و ناباروري) به قوت خود باقي بود.
در سال ۱۳۷۷، به توصيه مركز پزشكي صارم زوجين جهت درمان روانپزشكي به نگارنده ارجاع شدند. در اولين مصاحبه، هر دوي آنها خسته و نااميد بنظر ميرسيدند. مرد افسرده و ميل جنسي خود را از دست داده بود و زن وجود مشكل در خود را رد كرده و علت تداوم اختلال را از دست رفتن ميل جنسي همسرش ميدانست و ابراز مينمود به علت سالها درمان و معاينات مكرر ژنيكولوژيك، ترس وي از بين رفته است.
زن از نظر خصوصيات شخصيتي، وسواسي و وابسته به پدر بوده و به راحتي قادر به بيان احساساتش نبود. روشن بود كه از بين رفتن ميل جنسي مرد، يك مشكل ثانويه به ترس همسرش بود و به همين علت زن تصور ميكرد كه ترس وي كاملاً از بين رفته است. زوج درماني زن و شوهر در مطب آغاز گرديد. استفاده از تكنيكهاي سكستراپي در جلسات هفتگي (يكبار در هفته) شروع شد. در اين تكنيكها زوج از تلاش براي نزديكي منع شدند و از مرد خواسته شد كه در هنگام نوازش و فعاليت جنسي با همسر از هر گونه فكر يا تحريك جنسي بپرهيزد. پس از يك ماه از شروع درمان، تمايل جنسي مرد به حد طبيعي رسيد و علايم اضطراب در زن ظاهر گرديد. رواندرماني انفرادي با استفاده از روشهاي كاهشدهنده اضطراب و نيز درمانهاي شناختي- رفتاري براي زن آغاز شد . در جلسات رواندرماني انفرادي با زن ابتدا آموزش آناتومي و فيزيولوژي ساده ژنيتال آغاز و براي بررسي و شناخت اعضاي جنسي بدن خود تشويق گرديد. سپس به وي تكنيكهاي تنآرامي آموزش داده شد و از وي خواسته شد كه هر روز در منزل آنها را تمرين كند. همچنين با سايكوتراپي به روش تحليل روابط بين فردي به زن كمك شد تا واكنشهاي خود را در روابط با همسر خود و ديگران بهتر بشناسد و اقدام به كشف و تخفيف وابستگيهاي خود به خانواده پدري نمايد. در جلسات روان درماني با روش تحليل روابط بين فردي بيمار توانست بخشهاي كودك-والد و بالغ روان خود را بشناسد و رفتارهاي بالغ خود را با كمك درمانگر تقويت كند.
پس از حدود ۴ ماه ( يك جلسه در هفته) زن از نظر رواني به وضعيت بهتري رسيد و درمان براي زوج ادامه پيدا كرد. پس از يكماه براي اولين بار زوج موفق به نزديكي شدند و زن بلافاصله به روش طبيعي در بهمن ماه ۷۸ باردار شد. زايمان وي در مهر ماه ۱۳۷۹ با روش سزارين انجام شد و در پيگيري بعدي كه تا ۶ ماه پس از زايمان به عمل آمد، مشكل خاصي از نظر جسمي يا رواني و نيز در ادامه نزديكي به وجود نيامد.
بحث
بر اساس مطالب فوق زوج مبتلا به UCM پس از ۱۴ سال با درمان روانپزشكي بطور موفقيت آميز درمان شدند. شيوه درماني كه در مورد اين زوج بكار گرفته شد (يعني تركيب سكستراپي زوج و سايكوتراپي انفرادي زن) در موارد قبلي بكار گرفته نشده است. Masters و همكاران اولين بار شيوه سكسدرماني زوج را به كمك يك تيم درمانگر دو نفره زن و مرد براي ناتوانيهاي جنسي بكار بردند كه بسيار موثر بود. اما ساير شيوههاي رواندرماني و مشاوره رواني نيز در درمان بكار ميرود. در سال ۱۹۷۲ Fuchs و همكاران از درمان رفتاري-هيپنوتيك و در سال ۱۹۸۲ Kaplan و همكاران از تركيب سكس تراپي و دارو درماني با داروهاي آنتيپانيك در درمان UCM استفاده كردند. در سال ۱۹۸۱، Bramly از روان درماني كوتاه مدت به روش سايكوسوماتيك براي درمان ۵۰ زوج استفاده كرد و آن را يك روش موفقيت آميز اعلام نمود. Bramly در سال ۱۹۸۳ از رابطه متقابل پزشك و بيمار و استفاده درماني از اين رابطه براي كمك به بيماران استفاده نمود. Schover و همكارانش در سال ۱۹۹۳ يك درمان تركيبي را براي درمان يك زوج با مشكلات ارگانيك بكار بردند. آنان از يك تيم متشكل از اورولوژيست، ژنيكولوژيست و سايكولوژيست استفاده كردند و در يك درمان ۱۸ ماهه كه شامل درمانهاي جراحي ترميمي، ليزرتراپي و سكستراپي بود، به موفقيت قابل توجهي دست يافتند. در مورد زوج معرفي شده در اين مقاله، از روش درمان با يك درمانگر استفاده گرديد و اگر چه اغلب متخصصين سكستراپي معتقدند كه زوج هميشه بايد با هم در جلسات حاضر شوند اما در مورد اين زوج بخش عمده درمان به تنهايي با زن دنبال شد كه با نتيجه موفقيتآميزي همراه بود. يكي از ويژگيهاي اين زوج بيمار، طول مدت قابل توجه بيماري بود (۱۴ سال). در مقالات موجود تنها در مقاله Bramely و همكاران (۱۹۸۱)، ۱۳ زوج با اختلال به وصال نرسيده بيش از ۸ سال گزارش شدهاند و ميانيگن طول مدت اختلال در مجموع بيماران، ۲/۴ سال بود. از نظر مدت درمان، Bramely در يكي از مقالات خود طول مدت درمان را در ۶۰% موارد ۶ ماه و در ۷۲% موارد ۲ سال ذكر كرده و در مقاله ديگري متوسط طول مدت درمان را ۵/۱ سال ذكر ميكند. در مورد اين زوج بيمار، طول مدت درمان روانپزشكي، ۶ ماه بود كه زمان نسبتاً كوتاهي بشمار ميرود.
در مورد زوج مورد بحث اين مقاله، علامت آشكار در زمان مراجعه كاهش ميل جنسي مرد بود و هنگامي كه با استفاده از تكنيكهاي سكستراپي اين علامت برطرف گرديد، علت اصلي اختلال يعني ترس جنسي در زن بارز گرديد. پس از ۴ ماه زن شناخت قابل توجهي نسبت به ابعاد تاثيرگذار زمان كودكي خود در روابط خود با خانواده و همسرش پيدا كرد و توانست مهارتهاي بالغانه خود را در اين روابط تقويت نمايد بطوريكه واكنشهاي رفتاري وي بطور محسوس تغيير يافت. بمرور شناخت و توانايي بهتري براي قائلشدن تمايز بين دو سيستم خانواده پدري و زندگي زناشويي در زن پيدا شد. به اين ترتيب پس از گذشت ۶ ماه از آغاز درمان، بيمار توانست احساس وابستگي خود به خانواده اوليه را كاهش دهد و رابطه جنسي ژنيتال را بعنوان بخشي از رفتار بالغانه خود بپذيرد. در حقيقت روان درماني با تحليل روابط بين فردي به اين بيمار كمك كرد تا در مدت كوتاهي جنبههاي مثبت و قابل اتكاء شخصيت خود (بالغ) را بشناسد و بتواند از تواناييهاي خود براي حل مشكلات استفاده كند. تمرينهاي كاهنده اضطراب، تنآرامي و تكنيكهاي سكستراپي زوج هم به پيشبرد درمان كمك كردند. اين در حالي است كه تعدادي از عوامل موجود در اين زوج مورد بررسي، از جمله سابقه ممانعت از معاينه ژنيكولوژيكي در نخستين مراجعه و سابقه تروماي پزشكي در ناحيه ژنيتال معمولاً با موفقيت كمتري در درمان همراه ميباشند.
درمان موفقيتآميز اين زوج عليرغم عدم موفقيت انجام متعدد روشهاي كمكي بارداري (ART) نشاندهنده آن است كه تركيب رفتار درماني و روان درماني شناختي ميتواند روش مناسبي براي درمان UCM باشد. اين مسئله كه بخش عمده درمان بصورت انفرادي و با زن صورت گرفت، با نظر Bramely در مورد موفقيت زوجهايي كه فقط زن براي درمان مراجعه ميكند، هماهنگي بيشتري دارد. بر اين اساس عدم آگاهي كافي درباره روابط جنسي و نيز وابستگي به خانواده پدري از عوامل شايع و مهم ايجاد اين اختلال ميباشد، آموزش روابط جنسي در مراكز آموزشي و بهداشتي در كشور ما ضروري بنظر ميرسد و بايد براي انجام آن برنامه ريزي شود. تـكرار روش درمـاني مـورد اسـتفاده براي اين زوج در ساير زوجهاي مبتلا به ازدواج به وصال نرسيده (UCM) ميتواند اثربخشي آن را با دقت بيشتري نشان دهد.
میترا گفت،
دسامبر 5, 2009 در 12:25 ب.ظ.
سلام. مقاله زیبایتان را مطالعه کردم. من هم 2 سال است که ازدواج کرده ام و دقیقأ همین مشکل را با شوهرم دارم. البته در واقع با خودم. ما بارها اقدام به آمیزش کرده ایم، اما هر بار من ناخود آگاه خودم را عقب می کشم و به شوهرم اجازه نزدیکی نمی دهم. در صورتی که واقعأ خودم متمایل به این کار هستم اما نمی توانم و می ترسم. شاید واقعأ دردی هم نداشته باشم ولی نمی دانم چه اتفاقی میفتد که مانع می شوم. البته 1 سال قبل موفق شدیم که پرده بکارتم پاره شود و من تا 3 هفته خونریزی شدید داشتم. اما تا بحال هیچ دخولی صورت نگرفته، حتی خیلی کم……..من واقعأ از این موضوع رنج میبرم، به دکتر زنان هم مراجعه کرده ام.اما نه قرص خواب آور ونه لیدوکائین و ….هیچکدام موثر نبوده. مرا راهنمایی کنید.ممنونم
نسترن آشتیانی گفت،
دسامبر 7, 2009 در 3:10 ب.ظ.
سلام میترا جان، نمیدونم این پست رو خوندید یا نه ولی اسم پزشکانی هست که توی ایران، واژینیسم رو درمان کرده اند: http://nejabat.wordpress.com/2009/12/03/13/
مراجعه بهشون میتونه مفید باشه.
الان سریعترین راه درمان، تزریق بوتاکس هست که برای اولین بار هم در ایران انجام شده، و الان در خیلی از کشورها ، برای درمان واژینیسموس، مرسوم شده. برای اینکار میتونید به دکتر شیرین قاضی زاده و دکتر معصومه نیکزاد مراجعه کنید.
در غیر این صورت انجام تمرینات و افزایش آگاهی در مورد س.ک.س میتونه منجر به درمان بشه، البته طی یک پروسه طولانی تر. ولی با انجام تمرینات هم میتونید از درمان صد در صد مطمئن باشید. لینک تمرینات مفید: http://nejabat.wordpress.com/2009/10/20/2/
موفق باشید
ramin گفت،
ژوئیه 26, 2010 در 11:02 ب.ظ.
سلام
مجید گفت،
اوت 29, 2010 در 8:22 ق.ظ.
سلام من وخانمم 7سال است این مشکل را داریم در ابتدا فقط خانمم ترس داشت ولی الان مثل اینکه این زخم کهنه شده باشد ترس واضطراب به من هم اثر کرده مخصوصا اینکه تمام افراد کم سن وسالتر از ما دارن یکی یکی بچه دار می شوند.
سارا گفت،
دسامبر 23, 2010 در 9:38 ق.ظ.
سلام مدت 15 ماه است که عقد کردم و با همسرم رابطه جنسی دارم با اینکه با اشتیاق و عشق بهش نزدیک میشوم هیچگونه لذت جنسی ندارم و به هیچ کدام از اعضای بدنم حساسیتی نشان نمیدهم شاید باور نکنید که بعداز این همه مدت چند روز پیش فهمیدم بکارتم رفته و در این مدت عمل دخول صورت میگرفته انهم با چشم دیدم نه اینکه احساس کردم رابطه سکس برایم بیمعنی و بدون لذت است و زود خسته میشوم و بخاطر همسرم تن به ادامه این رابطه میدهم و براریش نمایش بازی میکنم خواهش میکنم راهنماییم کنید
یلدا گفت،
آوریل 10, 2011 در 7:30 ق.ظ.
سلام و خسته نباشید من و همسرم هم مدت 4 ماه است که ازدواج کرده ایم و این مشکل وجود دارد حتی طوری که همسرم فکر میکند که من به صورت ارادی جلوگیری را انجام می دهم و عصبانی و ناامید می شود و این بیشتر آزارم می دهد.
فرناز گفت،
اکتبر 16, 2011 در 2:28 ب.ظ.
درود روزتان خوش
من برای مشکلات مختلفم بارها پبش خانم دکتر نسرین میرزایی رفته ام. ابدا زیاد به ایشان اعتماد نداشتم ولی اکنون بارها و بارها میفهمم که چقدر او درست و خوب تشخیص میدهند . ایشان متخصص اعصاب و روان هستند اگر مایل بودید مطبشان خ ستارخان(تاج پیشین) می باشد. امیدوارم زودتر همه به خواستهای خود برسند.
منهنوز ازدواج نکردم اما فکر میکنم مشکل سارا جان را داشته باشم.
خانم دکتر می گویند نگران نباشم این مساله پس از ازدواجم براحتی رفع می گردد.
sara گفت،
دسامبر 25, 2011 در 2:35 ب.ظ.
سلام من نیز پس از 3 سال و نیم ازدواج این مشکل را دارم حتی بوتاکس هم تزریق کردم و نشد.واقعا افسرده شدم لطفا راهنمایی کنید