مستند دیسکاوری در رابطه با درد هنگام س.ک.س

مستندی از کانال دیسکاوری دربارهٔ نوعی درد هنگام س.ک.س که در فرهنگ‌های بسته بیشتر شایع هست. دردی که معلوم نیست بالاخره برای درمانش باید به چه کسی‌ مراجعه کرد؛ متخصص زنان، روان شناس یا روان پزشک؟ مشکل اصلی‌ در درمان این بیماری، آمیخته بودن درد فیزیکی‌ با انگاره‌ها ایست که طی‌ سالیان دراز در ضمیر ناخوداگاه شخص شکل گرفته است.

برای دیدن این فیلم، روی لینک زیر کلیک کنید.

http://youtu.be/l6S85rYS-_k

نام ۴ زن ایرانی در بین ۱۵۰ زن شجاع (مجله نیوزویک)

در این شماره مجله نیوزویک (مارچ ۲۰۱۲) از ۱۵۰ زن شجاع نام برده شده که ۴ تای اونها ایرانی هستند. نام این ۱۵۰ نفر با ماری کالوین شروع میشه…خبرنگاری که تلاش میکرد فجایع ناشی‌ از جنگ رو منتشر کنه. یک چشمش رو قبلا در سریلانکا از دست داده بود، ماه گذشته هم در حالی‌ که برای پوشش اخبار سوریه به اونجا رفته بود، در اثر اصابت خمپاره به محل اقامتش، کشته شد!

اما اسامی زنان ایرانی که بین این ۱۵۰ نفر بودند: پگاه آهنگرانی، فائزه هاشمی، طلا راسی و پریسا حافظی.

توضیحات مربوطه رو میتونید در عکس‌ها (در ادامه مطلب) ببینید. در ضمن، در این لینک، عکس این ۴ نفر هم هست… عکس هفتم، پگاه آهنگرانی است و عکس پنجاه و هشتم، فائزه هاشمی رو نشون میده…اگر شما قرار بود ۴ نفر رو اسم ببرید چه کسانی‌ رو انتخاب میکردید؟

ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

روز زن!

روزتون مبارک! روز زن! آدم تا وقتی‌ از زن بودن خودش لذت نبره، احساس خاصی‌ به روز زن نداره… امیدوارم تا سال دیگه روز زن، شما هم به جمع کسانی‌ بپیوندی که بر واژینیسموس غلبه کردن و از روز زن و زن بودن خودشون لذت می‌برن! به زودی مطالب جدیدی که تازگی در مورد واژینیسموس (درد هنگام نزدیکی) پیدا کردم  رو ترجمه می‌کنم و اینجا میگذارم…اگر شما هم میتونید در ترجمه کمک کنید حتما خبر بدید!

پانوشت: کلمه واژینیسموس خیلی‌ طولانیه! چه کلمه خوبی‌ پیشنهاد می‌کنید که در نوشته‌های معمولی‌ اینچنینی! ازش استفاده بشه؟

پاپ اسمیر

امروز موقع برگشتن به خونه، دلم می‌خواست ماشین رو پارک کنیم بریم قدم بزنیم، هر چند که هوا سرد بود، برای من همه چیز قشنگ بود، توی ذهنم طوفان بود، چه کسی‌ میتونه این رو درک کنه، ای کاش وسیله‌ای غیر از حرف و زبان بود که میشد باهاش تمام احساست رو خیلی‌ دقیق منتقل کنی‌. اون قدر حجمش برام زیاد بود که نمی‌تونستم تجزیه تحلیلش کنم، فقط خوشحالی‌ بود و تصاویری که از صبح در ذهنم فلش میزدند. سعی‌ کردم بخوابم ولی‌ خوابم نمی‌برد. کم کم آرومتر میشدم و بهتر می‌تونستم اتفاقات امروز رو درک کنم ولی‌ این تنها کمکم میکرد که بتونم ویزیت امروز دکتر رو بهتر به یادم بیارم. این همه هیجان و انرژی رو نمی‌فهمیدم، مهم هم نبود که بفهمم، فقط میدونستم امروز برام یه روز خیلی‌ مهم بوده. بیست وچهار فوریه دو هزار و هشت. انقدر این تاریخ رو روی همه فرمها نوشتم و امضا کردم که خوب توی ذهنم مونده. خیلی‌ برام مهمه که همه جزئیات رو بگم حتی اگر برای شما مهم نباشه.

تازه وقتی‌ فهمیدم امروز چه اتفاقی برام افتاده که داشتم برای اولین بار لذت میبردم، برای اولین بار نمیخواستم همه چیز زودتر تموم بشه. برای اولین بار احساس می‌کردم خیلی‌ تن‌ زیبائی دارم، احساس می‌کردم…وقتی‌ تموم شد گریه می‌کردم، از خوشحالی‌…براش عجیب بود، میگفت چرا گریه میکنی‌، چطوری باید همه چیز رو کامل براش توضیح بدم….

میگم برام خیلی‌ مهمه، تو نمیتونی‌ بفهمیش..میگم فقط باهام مخالفت نکن، نمیتونم از دست بدمش، نمیخوام از دست بدمش….خیلی‌ ساده بود….فقط یک جمله بود…نمیتونی‌ بفهمی و به ذهنم فشار میآرم…چجوری بگم که مسخره نباشه چجوری بگم که بفهمه….میگم کسی‌ نپرسید ازدواج کردی یا نه‌. میگم توی فرمی که باید پر می‌کردم واژینیسموس هم بین بیماریها بود…کافی‌ بود تیک بزنی‌….باز گریه می‌کنم…..یاد همه وقتهایی میا‌فتم که توی ایران دکتر رفته بودم، از بهترین دکترها گرفته تا بیمارستان‌های معمولی‌…..»یاد اولین باری میا‌فتم که برای واژینیسموس رفته بودم دکتر…همینطور که منتظر نوبتم نشسته بودم، منشی‌ برگشت رو به من که دیگه داشت نوبتم میشد گفت مشکل شما چیه؟ نمیدونم بین اون همه آدم و سکوت مطلق چی‌ باید می‌گفتم، اولین چیزی که به ذهنم رسید رو گفتم «یکم سینه‌ام درد میکرد»….نوبتم که شد…وقتی‌ برای دکتر توضیح دادم…بعد از معاینه گفت فقط باید عمل بشی‌…یه وقت خودت اقدام نکنی‌ چون با خون ریزی شدید همراهه، بی‌هوش میشی‌….برای عمل هم شناسنامه میخواد و اجازه شوهر.»

نمیدونم از این همه چیزی که هجوم آورده به ذهنم کدومشو براش بگم که حرفمو قبول کنه! میگم توی رادیو زمانه هم یه نوشته بود، همون «واژن خود را پس بگیریم» که برات می‌گفتم که از رفتار دکترای زنان با دخترها میگفت….

باز هم یاد ویزیت امروز دکتر میا‌فتم…وقتی‌ تلفنی وقت می‌گرفتم منشی‌ ازم پرسیده بود دکترت زن باشه یا مرد و من با یه حالتی که انگار نشانه نجابته گفتم خوب ترجیح میدم زن باشه ولی‌ خوب عجله دارم اگه دکتر زن نیست دکتر مرد هم باشه اشکالی نداره….و ته ذهنم دوست داشتم مرد باشه…تصویر اخم و تخم دکترای زن ایران یادم میومد وقتی‌ که از درد، تحمل معاینه رو نداشتم و تازه بعدش میگفتن همه همینجوری ان یه بار تحمل کن، خوب میشی، و برای من فقط خمودگی باقی‌ میموند….

حالا انگار یهو تابوی پس ذهنم شکسته شده بود….میگه برای اینه که برای اولین بار توی این سنّ  پاپ اسمیر داشتی…همین جور که باهاش حرف میزنم یادم میاد که امروز چقدر برای دکتره سوال بود که من چرا تا حالا پاپ اسمیر نداشتم…میگم آخه وقتی‌ ایران بودم مشکل واژینیسموس داشتم… چیزی نمیگه ولی‌ پر از علامت سواله…میگم برای همین دکترم پاپ اسمیر نمیگرفت….میگم یعنی‌ خوب خودمم درخواست نکرده بودم…میگه ببین همه زن‌ها باید سالی‌ یک بار تست پاپ اسمیر بدن و من دیگه حرف نمی‌زدم منقبض شده بودم…معذرت خواهی‌ میکنه، میگه متأسفه که برای من دردناکه…. همین برای من کافیه که درد رو تحمل کنم و من در این سنّ بالاخره موفق شده بودم که تست پاپ اسمیر بدم….

من اصرار دارم همین که ازم نپرسید ازدواج کردی یا نه…همین که فقط پرسید فعالیت جنسی‌ داری….همینکه توی فرم هیستوری بیماریها واژینیسموس بود و تو باید فقط تیک می‌زدی و لازم نبود تازه برای دکتره بگی‌ که واژینیسموس چی‌ هست و شما لطفا صبور باش و آروم معاینه کن…. اینکه کسی‌ نگفته بود برو با شوهرت بیا، با شناسنامه بیا….همه اینها تابوی سی‌ ساله پس ذهن من رو انگار پودر کرده بود و به هوا سپرده بود تا تبدیل بشه به ذرات لذت به سرخوشی به همین حسی که باعث میشه امروز برام روز خیلی‌ مهمی‌ باشه.

کم کم حالت نگاهش عوض میشه…میگه آره منم حس کردم که با همیشه فرق داری و داری لذت می‌بری…

 لینک مطلب در بالاترین

آمنه به خشونت نه‌ گفت

آمنه بهرامي كه دو چشم خود را در يك انتقامجويي عاطفي از دست داده بود از قصاص متهم صرفنظر كرد و چشمان مجيد موحدي را به او بخشيد.

اين حكم قرار بود صبح  روز يكشنبه ۹ مرداد اجرا شود كه با بخشش آمنه بهرامي متوقف شد.

در حالی‌ که در اخبار میشنویم که ایران رتبه دوم جهان در مصرف مواد مخدر رو دارد و هر روز با اخبار تجاوز، چاقو زنی‌ و سایر خشونت‌ها روبه رو هستیم و کارشناسان در مورد نهادینه شدن خشونت در ایران هشدار میدهند، آمنه به خشونت نه‌ گفت. شاید اگر در هر کشور دیگه‌ای زندگی‌ میکرد، کلی‌ ازش قدردانی‌ میشد و تبدیل به سمبل صلح میشد.

خودارضائی، بیماری یا سلامت؟!!

تفکرات غلط زیادی در مورد خود ارضائی در جامعه ما وجود دارد، مثل سیاه شدن دور چشم، کم شدن بینائی، انزال زودرس و.. در اثر خود ارضائی. در حالی‌ که خود ارضائی از لحاظ پزشکی‌ یک روش نرمال و سالم برای شناخت بدن است. همچنین باعث شناخت لذت جنسی‌ میشود و به شخص کمک می‌کند تا قسمتهایی که لمسشان، حس بهتری در وی ایجاد می‌کند را بشناسد و آمادگی بهتری برای یک رابطه جنسی‌ سالم دوطرفه داشته باشد.  در این بین، رفتار ناآگاهانه خانواده و بازخوردهای غلط اجتماعی باعث احساس گناه و عذاب وجدان در نوجوان‌ها میشود و در بسیاری موارد نوجوانی که دسترسی‌ به اطلاعات صحیح ندارد ممکن است به غلط فکر کند که خود ارضائی باعث آسیب رسیدن به بدنش میشود. همه ما وظیفه داریم تا با انتشار اطلاعات صحیح، از اینکه یک تفکر غلط باعث بحران‌های روحی‌، روانی‌ زیادی در نوجوان‌های ما شود جلوگیری کنیم. در زیر پرسش و پاسخ مفیدی را در این زمینه میخوانید که در سایت سلامت نیوز منتشر شده.

سوال: اگر پدر یا مادری یک مرتبه وارد اتاق پسر هفده ساله خودشون بشن.. و یک مرتبه ببین که اون داره خود ارضائی میکنه و هر دو هم خجالت زده بشن.. بهترین برخورد کدام است؟

جواب: بهترین کار این است که پدر و والدین رفتار خود رو با فرزندان طوری تنظیم کنند که حریم خصوصی هر دو طرف رعایت شود.. هر انسانی یک حریم خصوصی دارد که حتی در خانواده خودش هم به این حریم خصوصی احتیاج دارد.. و کسی نباید به آن تجاوز کند… بخصوص وقتی که فرزندان آنها به سن بلوغ رسیده اند.. پس صرف یکمرتبه وارد اتاق فرزند شدن.. آنهم بدون در زدن و درخواست اجازه.. و یا هیچ گونه معطلی.. خودش به نوعی زیر پا گذاشتن حریم خصوصی دیگران است. از طرفی بهتر است وقتی جوانی میخواد خود ارضائی کنه.. بهتره مطمئن باشه که در ها قفل هست. اما حالا که این اتفاق افتاده بهتره اول عذر خواهی کنید وسریع اتاق را ترک کنید.. و بعدا که وی از اتاق خارج شد.. چیزی به رخ او نیاورید… و اگر خودش اشاره کرد.. ضمن عذر خواهی مجدد.. به وی بگویید که شما این مسائل و نیازش را درک میکنید.. و نیازی نیست که خجالت بکشه… و یا ترس و واهمه ای داشته باشه..و با حالتی جدی/ شوخی بهش بگوئید که بهتره قبلا در رو قفل کنه. چند روز بعد و در فرصتی که خودتان احساس میکنید مناسب است و با حالت و روش مناسبی که خودتان احساس میکنید مناسب است…. باب صحبت در باره مسائل جنسی رو با وی باز کنید… شاید کلی سوال در باره مسائل جنسی داشته باشد…

گناه (فروغ فرخزاد)

گنه کردم گناهی پر ز لذت
درآغوشی که گرم و آتشین بود
گنه کردم میان بازوانی
که داغ و کینه جوی و آهنین بود
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
نگه کردم به چشم پر ز رازش
دلم در سینه بی تابانه لرزید
ز خواهش های چشم پر نیازش
در آن خلوتگه تاریک و خاموش
پریشان در کنار او نشستم
لبش بر روی لبهایم هوس ریخت
ز اندوه دل دیوانه رستم
فروخواندم به گوشش قصه عشق
ترا می خواهم ای جانانه من
ترا می خواهم ای آغوش جانبخش
ترا ای عاشق دیوانه من
هوس در دیدگانش شعله افروخت
شراب سرخ در پیمانه رقصید
تن من در میان بستر نرم
بروی سینه اش مستانه لرزید
گنه کردم گناهی پر ز لذت
کنار پیکری لرزان و مدهوش
خداوندا چه می دانم چه کردم
در آن خلوتگه تاریک و خاموش

چگونه با دوست دختر یا همسر خود در زمان پریود رفتار کنید؟!

خلق و خوی خانم ها می تواند با نوسانات هورمونی در سیکل ماهانه خود، به خصوص قبل از عادت ماهانه تاثیر بپذیرد. این می تواند برای اطرافیان، خسته کننده  باشد. اما با رویکرد صحیح، شما می توانید شرایط را کنترل کنید. در ادامه، برخی از راههای کمک به درک و حمایت بیشتر از دوست دختر یا همسر خود را (هنگامی که او علائم سندرم پیش از قاعدگی را تجربه می‌ کند) میخوانید: ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

منظومه ناظر و منظور (اثری همجنس‌گرایانه)

فرهاد و شیرین! اسمی آشنا از ادبیات ایران. کمتر پیدا میشه کسی‌ که حدِاقل سوادی داشته باشه ولی‌ چیزی در مورد منظومه فرهاد و شیرین ندونه. این منظومهٔ عاشقانه اثری است از وحشی بافقی. اما آیا اسم  ناظر و منظور هم براتون آشنا هست؟

وحشی بافقی منظومهٔ عاشقانه دیگری نیز دارد ”منظومه ناظر و منظور” که عشق همجنس‌گرایانه پسران شاه و وزیری را به یکدیگر روایت می‌کند.

داستان از این قرار است که پادشاه و وزیری پس از سال‌ها صاحب فرزند می‌شوند. پادشاه نام پسر خود را منظور و نام پسر وزیر را ناظر می‌گذارد. دو پسر با هم به مکتب می‌روند و ناظر عاشق منظور می‌شود که بسیار زیباست. معلم عشق آن‌ها را فاش می‌کند پس آن دو از هم جدا می‌شوند و به منظور زن می‌دهند. بعدها منظور شاه می‌شود و ناظر را وزیر خود می‌کند.

اگر توی کتابهای مدرسه این اسم رو هم کنارِ شیرین و فرهاد یاد میگرفتیم شاید دیگه انقدر هموفوبیا بین ما که نسل جوون هستیم (چه رسد به نسل پدر و مادر‌های ما) رایج نبود.

منظومهٔ ناظر و منظور را از اینجا دانلود کنید.

واژن خود را پس بگیریم!

عدم احساس مالکیت بر آنچه تنمان می‌خوانیم، و قائل نشدن حقی برای خود، برای تصمیم‌گیری در مورد باید‌ها ونبایدهای بدن‌مان، گویا چیزی را، بخشی را از ما جدا کرده است. پاره‌ای از تن‌مان را در فرهنگ و سنت جا گذاشته‌ایم. پاره‌ای که قسمتی از هویت و زنانگی‌مان است. کسی برای بازگرداندن آن بخش کمک نخواهد کرد. قرار هم نیست کسی کمک کند جز صداهای زنانه‌ای که صدای واژن خود باشند. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

دختران ایرانی و پزشک متخصص زنان

نیکی بیست و یکی، دو ساله بوده که به پزشک متخصص زنان مراجعه می‌کند. او درباره ی آن روز می‌گوید: «من دلیلی نمی‌دیدم به او درباره‌ی متاهل یا مجرد بودنم دروغ بگویم، اما دکتر بعد از این‌که مرا معاینه کرد طوری به من اخم کرد که انگار جرمی مرتکب شده بودم که پیش از ازدواج رابطه‌ی جنسی داشتم. من اما همان وقت به این مسئله فکر کردم که این موضوع خصوصی زندگی من است و به دکتر یا هر فرد دیگری چه ربطی می‌تواند داشته باشد؟» ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

تفاوت چندانی میان همجنسگرایی و دگرجنسگرایی نیست (معرفی‌ کتاب)

کتاب «پیراهن رنگرزان» را از اینجا دانلود کنید.

نقدی بر رمان پیرهن رنگرزان نوشته‌ی جانان میرزاده (رادیو زمانه): در نگاه اول شاید مهمترین ویژگی «پیرهن رنگرزان»، همجنسگرایانه بودنش باشد. یعنی كه گشاینده‌ی یك رسانه‌ی نو است به دنیای اقلیت‌های جنسی. «پیرهن رنگرزان» اولین رمان فارسی همجنسگرایانه است. با این حال صفت همجنسگرایانه به این معنا نیست كه كتاب درباره‌ی همجنسگرایی است. رمان مانند هر رمان دیگری به انسان و روابط انسانی و چالش‌های ذهنی و عاطفی و در یك كلام به زندگی می‌پردازد؛ از نگاه یك همجنسگرا. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

بیانیه ی گروهی از همجنسگرایان در پاسداشت روز جهانی زن

هر روز برای ما، یادآور وجود است؛ وجودی که هست، فقط هست و بدون هر مرزبندی ممکن، به صرف بودن، محترم است. پاسداشت همه ی روزهایی که انسان، محترم شمرده می شود.
از روز زن پشتیبانی می کنیم، نه برای حمایت از «زن» بلکه برای حمایت از «انسان»، مقامی که همیشه درگیر و دار تعاریف و تقسیم بندی ها، به تاراج رفته است، و حقوق انسانی ای که به بهانه های واهی چون مرد بودن یا زن بودن، رنگ پوست، دین، مذهب، گرایش جنسی و هر آنچه در تلاش است فرد را پیش از انسان بودن، در بند دسته ها گرفتار کند. حقوقی که خود ما نیز در دریغ کردنش سهیم هستیم، چرا که برای هر شناختی، نخست به دنبال تعیین جایگاه-ها می رویم. ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

پرداختن به بیماری واژینیسم در یک سریال آمریکایی

واژینیسم، درد پنهان بسیاری از زنان، به خصوص در کشورهای مذهبی‌ میباشد. در بیشتر موارد، خود شخص از مشکلش به عنوان یک بیماری نا آگاه بوده و آن را یک ناتوانی‌ شخصی‌ تلقی‌ می‌کند. این در حالی‌ است که حتی عده‌ زیادی از پزشکان متخصص، اطلاع چندانی در مورد این بیماری و چگونگی‌ درمان آن ندارند. به همین جهت باید در آگاهی‌ بخشی در مورد واژینیسم، هر چه بیشتر کوشش کرد.

در قسمتی‌ از سریال درمانگاه خصوصی، دختری را نشان میدهد که بعد از گذشت سه هفته از ازدواجش متوجه واژینیسم شده و به پزشک مراجعه می‌کند. وی حتی توان تحمل معاینه را ندارد و نهایتاً به روان شناس ارجاع داده میشود.

درمانگاه خصوصی (به انگلیسی: Private Practice) یک مجموعه تلویزیونی آمریکایی با موضوع پزشکی و درام است. این مجموعه که از مجموعهٔ آناتومی گری منشعب شده‌است پخش خود را در سپتامبر ۲۰۰۷ آغاز کرد. این سریال توسط شبکه ABC آمریکا پخش می‌شود.

مردها بیشتر از زن‌ها از شکست عاشقانه رنج می‌برند

گزارش جدید علمی نشان می‌دهد برخلاف تصور عمومی، مردان بیشتر از زنان از شکسته‌شدن روابط عاشقانه درد عاطفی احساس می‌کنند. برخلاف این باور عمومی که زنان از دل شکستگی بیشترین لطمه را می‌بینند گزارش تحقیقی جدید مطرح می‌کند که مردان نسبت به پایان روابط خود حساس‌تر از آن‌چه قبلا تصور می‌شد هستند.

   

گزارش جدید علمی که در «مجله بهداشت و رفتار اجتماعی» منتشر شده‌است نشان می‌دهد با پایان دوستی، این مردان هستند که رنج بیشتری می‌برند.

ادامهٔ این ورودی را بخوانید »

« ورودی‌های پیشین

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 25 مشترک دیگر بپیوندید